آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

هیسسسس نی نی لالا کرده

1392/9/18 10:31
نویسنده : مامانی
316 بازدید
اشتراک گذاری

« بنام خدا »

 تو این دوره زمونه این بچه ها دیگه از همه چی سر در میارن، همچین فسقلی میشینه پای تب لت و بازی میکنه انگار ده ساله تب لت بازه .....

بهت میگم مامانی دست نزن مگه اسباب بازیه؟

با اخم میگی  : نَخُن ( نکن ) بعد با لبخند میگه: باسی می تونم (بازی میکنم)

 

 

داشتی یکی از عروسکاتو میخوابوندی و آروم واسش لالا پیش پیش میگفتی، بلند با ذوق گفتم : آتنا نی نیت خوابید؟

یه نگاه بهم کردی و دستتو گذاشتی رو بینی ت و آروم گفتی : هیسسس نی نی لالا تَدِه

چه ضایع شدم من. دیگه یادم موند ازین به بعد داشتی عروسکاتو میخوابوندی آروم حرف بزنم.

 

 

کفشای یکی از عروسکاتو پاش میکردی ، خیلی تلاش میکردی ولی نمیشد، گفتم چی کار میکنی آتنا ؟

آتنا : تَشاشو بِپوس ، بِدیم دَدَ ، نی نی گِله نکنه ( کفشاشو بپوش،بریم دد ، نی نی گریه نکنه )

 

یکی از قفسه های کمدت هست که اسباب بازی های ظریفت رو اونجا میذارم چون فعلاً اگه بهت بدم خرابشون میکنی.

 تازگی های با کلی زحمت درِ اون کمد رو باز میکنی و بهم میگی : بَگَلِش تُن ( بغلم کن) بعد که بغلت میکنم و میتونی توی کمد رو قشنگ بازرسی کنی، هول میشی و هی میگی اینو بده، تا میام برش دارم میگی : نه این نه ... اینو بده ( یه چیز دیگه رو نشون میدی ) بعد این جریان ادامه دارد ...

 

 

خیلی دوست داری لباس تن عروسکات کنی، یا پوشکشون کنی ، کفش و جوراب پاشون کنی، بعد میری مثلاً براشون بستنی ( بَتَنی ) میخری و ....

دیگه از کارات چی بگم؟؟؟؟؟؟

دخترِ خانووووم من وقتی چیزی از کسی میگیری میگی (مِسی) یعنی مرسی، وقتی چیزی به کسی میدی میگی (بِهَما) یعنی بفرمائید ولی اگه از دست کوشولوت بیفته میگی (بِبَسید) یعنی ببخشید. بذارین فکر کنم میام بقیشو مینویسم.

 

 

 

لطفاً برید ادامه مطلب چند تا عکس گذاشتم منتظر چشمای نازنین شماست  .....

 

 

گردش آتنا و مامانی تو یه ظهر پائیزی،

پارک نزدیک خونه      09/09/1392

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ممنون که اومدین

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

پگاه مامان آرتین
13 آذر 92 10:48
عزیزم کاراتوخوندم عالی بودوکلی آفرین به شما عزیزم لینکتون کردم.شما تقریبا همسن پسرمنی عزیزمممممممممم ***ممنون خاله پگاه، شما لطف دارین، من هم با افتخار لینکتون میکنم***
نجمه
13 آذر 92 14:27
الهی من فداش بشم انقدر خانوم شده دخترمون. واای مائده دارم فکر میکنم آتنا یه دختر جذاب می شه. خیلی مواظبش باش. ***ممنون نجمه جان، من از خدای مهربون برای همه نی نی های نازنین آرزو میکنم سالم و صالح باشن***
خاله مرضیه
16 آذر 92 9:15
عزیز دلم شما چقد شیرینی، چقد با نمکی، چقد ملوسی، الهی قربون "بتنی" خریدن و نینی خوابوندنت بشه خاله! عکساتم خیلی نازه! میسی که انقد خاله و مامانشو میخندونی (خاله کاراتو واسه مامانش تعریف میکنه دوتایی میخندند!) قیافه آتنا بعد شنیدن جمله آخر ***ممنون خاله مرضیه جونم، شما خیلی ماهی، یه کم که بزرگتر بشم میرم واسه شما هم بتنی میخرم. از طرف من برای مامان گلت بتنی بخر***
مرجان مامان آران و باران
17 آذر 92 22:04
عزیزمممممممممم قربون حرف زدن خوشگلتتتتتتتتتتتت عکساتم خیلی ناز شدههههه عروسککککککک ***مرسی خاله مرجان خوشگلم، قدرم باران جونم مبااااااااارک***
هستی
24 آذر 92 15:04
یه عالمه ماچهای آبدار برای شیرین زبون و خوشگل خاله ***ممنون مامان آ دراخانوم گل ***
محمد
29 آذر 92 8:23
یلدامبارک
مامان مریم
30 آذر 92 10:55
میان همهمه برگ های خشک پاییز فقط تو ماندی که هنوز از بهار لبریزی روزهای آخر پاییزت پر از خش خش آرزوهای قشنگ ! یلدا مبارک ***.ىلداى شما هم مبااااااارک****